خواجه نصير الدين الطوسي

191

اخلاق محتشمى ( فارسى )

و هو لها مكرم . ترجمه : بسا عزيز كنندهء نفس كه بحقيقت خوار كرده باشد ، و بسا خوار كنندهء نفس خود را كه عزيز كرده باشد . ( 14 ) لو كان لابن آدم [ و اديان من ذهب ، لابتغى وراءهما ثالثا ؛ و لا يملاء جوف ابن آدم ، ] الّا التّراب ؛ و يتوب اللّه على من تاب « 1 » . ترجمه : اگر دو وادى زر به فرزند آدم دهند ، وادى ديگر طلبد ؛ و شكم فرزند آدم را جز خاك سير نكند ؛ و خدا توبه دهد كسى را كه توبه كند . ( 15 ) ابن آدم ! عندك ما يكفيك ، و انت تطلب ما يطغيك ! ترجمه : اى پسر آدم ! كفاف دارى ، و طلب چيزى ميكنى كه تو را طاغى گرداند . ( 16 ) ابن آدم ! لا بقليل تقنع ، و لا عن كثير تشبع ، ايّاك و الطّمع ! فانّه فقر حاضر . ترجمه : اى پسر آدم ! نه باندك قانعى ، و نه از بسيار سير ميشوى ، از طمع بپرهيز ! كه آن درويشى حاضر بود . ( 17 ) من مشى الى طعام لم تدع اليه ، فقد دخل سارقا ، و خرج مغيرا . ترجمه : هر كه بطعامى شود ناخوانده ، دزد باشد در وقت رفتن ، و غارت كننده در وقت بيرون آمدن .

--> ( 1 ) - اين حديث نبوى در مجموعهء ورام ص 148 و روضة الواعظين ص 351 آمده است . در اتقان سيوطى ( 2 : 26 ) و فصل الخطاب حاجى نورى ( ص 93 از مجمع البيان طبرسى و كتاب القراآت سيارى ) آمده كه اين بند آيتى از سورهء احزاب بوده و در مصحف ابن مسعود نوشته شده بود ولى قرائت آن نسخ گرديد .